چشم هایت مثل قهوه خانه های ساحلی نیمه شب های زمستانی پر اند از مشتری من برای جشن تو کل می کشم ،اما چه سود خیره می مانی به دخترهای پیر اهن زری بعد ها دنبال من می آیی اما نیستم درهوایت غرق خواهم شد شبی خاکستری حسنا محمد زاده *...