
داروندارم را فدای بودنت کردم
هرکس ندادن لااقل تو خوب می دانی
تقدیر از هم دورمان کرد ونفهمیدم
باهم فرو رفتیم درخوابی زمستانی
ساخل ،صدایت را تداعی می کند درمن
با بغض خیس شیروانی های بارانی
جغرافیای عشقمان مرزی نخواهد داشت
این سرزمین در دل تاریخ زندانی
فریاد خواهم زد تو را عمری اگر باشد
باید رهایت کرد ازاین بغض پنهانی

هرچند دور،اما به عشق هم سرافرازیم
این قصه تا پایان نخواهد داشت قربانی
حسنا محمد زاده *
تمام دنیام تو یی تو !...ما را در سایت تمام دنیام تو یی تو ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 124