*عشق های بی حواس *
*
تاکی؟ تا کی بدوم سوی سرابی که تو باشی جا داد خدا در صدف سینهام آرام آن عمر هدر رفته به یک لحظه نیرزد من لب نزدم بر لب جامت که همیشه قلبم گلسرخی ست که میخواست بجوشد از سوختن ِ بی تو نباید بهراسم نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت
10:15 توسط بانوی قصر| 
هر شب بپرم از دل خوابی که تو باشی
با دست خودش گوهرنابی که تو باشی
یک لحظه از این حالخرابی که تو باشی
مستم کند از بوی شرابی که تو باشی
هرروز در آن دیگ گلابی که تو باشی
همسنگ بهشت است عذابی که تو باشی
ما را در سایت تمام دنیام تو یی تو ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 114