
گفته بودم برو اما آخر دوری وبی خبری تا این حد؟
مانده جیران ،بپردرو به کجا؟
کفتر نامه بر بی مقصد
صبح ها حس قشنگی دارد ،گرده افشانی گل های سپید
باد می آید وذرات تو را ،بر تن پنجره ها می پاشد
پوستم از هیجان لبریز است .شاید از شوق ترک بر دارم
دستی آرام به در می کوبد ،کسی از سوی تو باشد شاید ،
روی آن نیمکت کهنه ی پارک ،رد چشمان من وتو مانده
جای من حک شده یک نقطه ی زرد ،جای تو خط سفید ممتد
سیصد وبیست وسه پاییز شدم ٍسیصد وبیست وسه خوشه گندم
سیصد وبیست وسه دهقان که تو را ،جا دهم بین حروف ابجد
روز ،تا پلک زدم پایان یافت،باز من ماندم وشب بیداری
باز من ماندم ودلواپسی ات ،چون رتیلی به رگ خوابم زد
راست گفتی همه اش زیبایی ست –عشق –هرچند در آتش باشد
گرچه دنیا بزند با ترفند ،تا ابد بر دل ما دست رد
حسنا محمد زاده

ما را در سایت تمام دنیام تو یی تو ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 124