
نترس از شب وطوفان که در پناه همیمم !
اگرچه زرد وزمین خورده تکیه گاه همیمم
به سیب ،لب نزنیم از سر هوس،اما
شریک بار غم وتلخی گناه همیمم
چه مهر ها که به پیشانی من وتو زدند ،
چه روزها شد ودرگیر اشتباه همیمم
بگو زمین وزمان را به هم بدوزد عشق
که لحظه لحظه در آیینه ی نگاه همیمم
هوایمان که بگیرد کسی چه می داند
بهانه ی شب بی خواب واشک وآه همیمم
نگاه پنجره ها ابری ومه آلود است
چه غم که ماه نتابیده !ما که ماه همیمم
اگر جدا شده راه من وتو از آغاز
غمت مباد که در انتهای راه همیمم
حسنا محمد زاده
تمام دنیام تو یی تو !...ما را در سایت تمام دنیام تو یی تو ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 116