ما چه بودیم از همان آغاز ؟ یک روح و دو تن
نیمه های آشکار نیمه ی پنهان هم
بیش از این باید به بوران زمستان خو کنیم
نیست وقتی دست های گرممان از آن هم
طعمه ی هیزم شکن هایند شاخ و برگ ما
میزبان آتشی سرخیم و آتشدان هم
سر به زانوی که بگذارند وقت خستگی
قلب های بی قرار و بی سر و سامان هم ؟
زندگی منهای تو مرگ است پس با این حساب
می توان نامید ما را نقطه ی پایان هم
#حسنا_محمدزاده
کتاب #قفس_تنگی
ما را در سایت تمام دنیام تو یی تو ! دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 115